زوخیلا

 

   سلام به دوستای خوبم همتون دوست دارم می دونید اونم زیادددددددددد 

می دونید چند وخت بود همش مریس بودم بعدش نمی تونستم بیام اینجا بگم بابام بنویسه ببشخید می دونم  همتون منتظر بودین  این خرموشناز روش سیا  الهی من بمیرم نبینم که یکی میاد اینجا نخونده بر می گردهههههههه

خوب می دونید اونروزه من مریس بودم بابام من برده بود پارک تا خوردن بستنی بچه ها رو تماشا کنم اخه واسه سرماخوردگیم سرر داشت بابام حسابی  من پوشونده بود همینطوری داشتیم با بابام دری وری  می گفتیم می خندیدیم  دیدم اااااااااااااا 2 تا پسر وایستادن یه درخت کوشولو رو همش خم و راست می کنن بعدش حرف می زنن چشمام یهو سیاهی رفت رفتم طرفشون

 داد زدم: چرا این دختر خانم اذیت می کنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

همچین مثل برق گرفته ها هر دو برگشتن من نیگا کردن چشماشون اینطوری شده بود اما دست از خانم درخت بر نداشته بودن بعد باز خندیدن

باز بلند دادددددددددد زدم  :ااااااااااااا باز که می خندین حرف من گوش نمی دید خچالت بکشید  که بابام هم اومد پیش من اقا پسرا همینطور بربر من  نیگا می کردن انگار عقل کلشون پریده بود !!!!!

دستم بردم طرفش با داد گفتم : اقا پسر اسمت چیه؟ با توام نکن اذیت نکن گناه داره این خانم درخت می گم اونم چشاش اینطوری شده بود یهو باز زدن زیره خنده  منم بابام که داشت منو اروم می کرد می گفت: خرموشناز بابا الان من بهشون می گم منم زدم زیره گریه گفتم : اینا حرف من گوش نمی دن که بابا اصلا حرفام نمی فهمن کهههههههههه!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وقتی من  گریه کردم هر دو یهو جدی شدن نشستن هم قد من شدن بعد باهم یهو گفتن : ببخشید  خانم حالا گریه نکن ؟!!! دیگهه؟

 من برات بستنی می خرم

گفتم : نه خیررررررررر اقا پسر برام سرر داره وگرنه بابام برام می خرید اون یکی که کمی با مزه بود  گفت : حالا این دخمر خانم مهرفون اسمش چیه؟ زودی گفتم :خرموشناززز

گفت: اا چه اسم نازییییییییی!!!!!!!!! اسم منم عمو موشیه .

یهو چشام از تو اشک برق زددددددددددددددد  گفتم: بابااااااااااااااا این از نسل ماست که بابام هم یهو خندید گفت: چطور دخمرم ؟ گفتم :اخه اینم اسمش موش داره هاااااااا  حتما مهرفونه هاااااا

عمو موشی گفت: ارهههههه اما نیدونم چرا من تو رو اینقده دوس دارم ؟ یهو وقتی فهمیدم از نسل توام!!!

 بعد اون یکی اقا همچین خندید که یهو همه بر گشتیم نیگاش کردیم  وای نمی دونید یه بارونی پوشیده بود یقشم برده بود بالا مثل اون اقا دزده  تو کارتون تام و جری که یهو زد به سره عمو موشی حالا تنهایی با این دخمر خاتون دوست می شی من معرفی نمی کنی ؟؟؟؟؟

عمو خندید گفت: چرا الان  خرموشناز خانم ایشون  اقا یوسفن

منم یهو چشام  اینطوری شد گفتم :اااااااااااااااا همونی که تو تلفیزیون هههههست؟  پس زوخیلا کوششششششش؟

هر دو خندیدن منم به بابام نیگا کردم گفتم  بابا باز حرف بد زدم؟ بابام که همش داشت لخبند می زد گفت : نه دخمرم

 بعد با اقا پسرا دست داد و گفت :خوشوقتم    از اشناییتون ببخشید خرموشناز من کمی حساس به درختا عمو موشی گفت: نه ایرادی نداره باعث شد ما هم کمی بفهمیم بعد از هم خداحافظی کردیم من اینقده با عمو موشی بای بای کردمممممممممممممم تا دیگه ندیدمشوننن اما دلم می خواد باز ببینمشون باهاشون دوست شم  حیف که هیچ کدوم اسمشون سام نبود وگرنه به بابام می گفتم دیگه دیگهههه!!!! 

/ 20 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان عسلک

ای خدا کلی خندیدم از دست اون اا یوسف و زخیلا [نیشخند][ماچ][ماچ]ممنون .... عمه خانوم[قلب]

آشنا

سلام.صمیمی و قشنگ.ممنونم[گل]

آیدین

سلام:صمیمی ترین نام خدا لیلایی جان سلام سایت خوبی داری جالب بود موفق و البته شاد باشی خوشحال میشم که مشقای ما رو بخونین و خط بزنین

ایرمان

سلام مرسی از لطفت ...ایرمان یعنی مهمان ناخوانده..[چشمک]

حمید

سلام الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین و الائمه المعصومین (علیهم السلام) عید غدیر بر شما دوست عزیز مبارک موفق باشید التماس دعا[گل]

امیر

سلام خوبی ؟ چه عجب بالاخره آپیدی نگفتی مریسیت چی بوده ؟! حالا چرا اینقدر تاخیر ؟؟ خیلی خاطره ی جالب و قشنگی تعریف کردی مخصوصا با این سبک نوشتنت [شوخی] آدم می مونه این اتفاقا رو باور کنه یا بزاره به حساب یه مطلب طنز ! [نیشخند] شاد باشی همیشه فعلا

کم آویز

ليلاجون سلام ازاين كه حالت خوب شده و دوباره نوشتن رو شروع كردي خوشحالم. ولي عموجان اگه ميخواي دوباره مريض نشي بايد لباس مناسب بپوشي، آخه زمستونه و هوا سرد... در ارتباط باپيشنهاد شكلات خيلي ازت ممنونم ولي عموجان بعضي وقتها كه دچار افت..... ميشم بدون اينكه متوجه بشم بيهوش ميشم و نمي تونم جايي برم! درمونش اينه كه يه زحمتي بكشي و مرتب با كلي شكلات به ديدن ما بياي ....

JesUs TeaRs

سلام لی لی جونم کامنتتو نتونستم بخونم.. فونتش خراب بود.. با فونت فینگیلیش بنویس.. می سی[دست][گل]

حسین

سلام مرسي سرزدي[گل][گل][خداحافظ]