تولدت مبارک!

سلام279.gif  به دوستان خوشملم مي دونيد ديروز منو دعوت كرده بودن تفلد يه كسيييييييييييييييييييييييييييييييييييي 289.gif289.gif اگه گفتين كي ؟ديگه اونكه مامانش منو پسنديده مي خواد عروسش بشم 283.gif .پريروز تلفونمون زنگيد بابام گوشي رو برداشت بعد سلام ديدم گفت :ااااا چه خوب حتما خدمت مي رسيم زري خانم .21.gif   

من زودي پريدم272.gif  بغل بابا گفتم:باباييييييي كجااااااااا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟271.gif

بابام گفت: دختر خوشگلم دعوتت كردن بري تولد !303.gif

گفتم :اااا بابا تفلد كي؟محمد؟يا زري خانم؟نكنه تو رو زري خانم دعوت كرده واسه تفلد خودش ؟!!!!1.gif

بابام با لبخند خوشگلش گفت:نه دخمرم شما رو دعوت كردن .منم همچين تو لب شدم31.gif  گفتم: بابا من كه لباس مناسب ندارم!آخه مي دوني عمه اوندفعه كه براش مي خواست 281.gif خواستگار بياد رفت كلي واسه خودش لباس و چيز ميز خريد منم بايد ببري بازار

بابا گفت :عزيزم لباس آبيتو نمي پوشي مي شي فرشته ي بابا!280.gif گفتم :نه بابا من بايد فرشته ي محمد280.gif  بشم امروز !بابام با تعجب نيگام كرد24.gif  گفت:اي شيطون كاش زودتر بزرگ مي شدي مي ديدم بازم از اين حرفا مي زني واسه بابا.291.gif

خلاصه با بابا رفتيم بازار برام يه پيرهن آبي خريد آبيه آسموني با گلاي سفيد يه جوراب شلوار سفيد با گلاي آبي يه كش دو گوشي گلي آبيييي با يه كفش آبي ساده كه گل نداشت به بابام گفتم برام يه كيفم بخر اما بابا ديگه پولش تموم شد گفتم بابا اصل كار ي يادمون رفت گفت:چييي؟گفتم:كادوي تفلد.

 راستي برام يه لاك آبيه كه توش اكديل سفيد داره هم خريد.بابا گفت :حالا واسه محمد چي بخريم ؟گفتم: بابا مي خواي من از اسباب بازياي خودم يكيشو واسش ببرم از كجا مي دونه كه من اينو داشتم ؟!!بابام گفت:نه دخمرم بايد يه چيز مناسب بخريم كه مال اون باشه نه تو كه قبلا اونو داشتي اين كاره زشتيه!1گفتم بپخشيد بابا جونم بريم اسباب بازي بخريم باشه؟

گفت :باشه.رفتيم از مغازه اسباب بازي يه الاغ گوش مخملي كه گوشاش مخمل بود خريديم من كليم خنديدممم بعد به آقا هه گفتيم كادوش كرد.

بعدش منو بابابا كادو برد خونه ي محمد اينا واي نمي دونيد يه خونه دارن 2 طقبه كلي تزيين كرده بودن9.gif 15.gif 285.gif 272.gif 1.gif 289.gif  زري خانم هم يه كت و دامن پوشيده بود كرم رنگ موهاشم مرتب كرده بود لبشم قرمز201.gif  كرده بود پشت چشمشم يه رنگ زده بود بعدا به بابام مي گم اسمشو يادم بده آخه بابام خيلي از اينارو بلده اما محمد10.gif  اينقد با لباس نو اش بالا پايين پريده بود 11.gif لباساش چروك شده بود هر وقت كه مي خواستن عكس بگيرن زري خانوم زود منو مي برد پيش محمد مينشوند278.gif  وقتي كادو محمد دادم كلي خوشحال شد زري خانم گفت :برو خرموشناز و بوس كن اونم اومد بوسم كرد278.gif  اما تمام آب دهنشو ماليد صورتم مي خواستم سرش داد بزنم اما بازم270.gif  حرف بابام يادم اومد كه مي گه اون موقع يواشي با دستت پاكش كن زشت بگي منم چيزي نگفتم.زري خانم هم يه پليور خوشگل واسه محمد خريده بود و كلي كادو هاي ديگه كه مهمونا اورده بودن .اومدني هم بهم يه بادكنك دادن از اين قلبا كه قرمز16.gif  بود منم اوردم واسه بابام گفتم اينو زري خانم واست فرستاده!38.gif38.gif

/ 25 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

سلام ليلا جان من آپ کردم یه سرکی بزن به ما موفق باشی

تتی

ببخشيد يه مدت نبودم خوب بچگی و هزار شيطون بازی

ژاله

سعيد

سلام ليلا جون خوبی؟ خوشحالم که بهت خوش گذشته اميدوارم هميشه در کنار خونواده و دوستای خوبت شاد شاد باشی....ازت ممنونم که سر زدی

پارادوکس!!

چه دخمل خوفی بودی تو تولد محمد جوووووووون

پارادوکس!!

غنچه از خواب پرید و گلی تازه به دنیا آمد خار خندید و به گل گفت :سلام و جوابی نشنید خار رنجید ولی هیچ نگفت ساعتی چند گذشت . . . گل چه زیبا شده بود دست بی رحمی آمد نزدیک گل سراسیمه زوحشت افسرد لیکن آن خار در آن دست خلید وگل از مرگ رهید صبح فردا که رسید خار با شبنمی از خواب پرید گل صمیمانه به خار گفت: سلام

ميلاد

سلام ليلا جان خوبی عزيزم؟ وبلاگ جالبی داری ايوووول خوشم اومد ازت می تونم باهات آشنا شم؟ اين شمارم اگه خواستی زنگ بزن ۰۹۳۲۵۱۰۵۱۵۲ مرسی بای

ابی

سلام ليلا خوبی وبت قشنگه من فردا تولدمه بای